X
تبلیغات
رایتل
دلگشا
اجتماعی، فرهنگی ، سینمایی


حکایت روز دوم با قول دست اندرکاران سینمای جوان در مورد اصلاح باند پخش صدا و خرید یک باند اضافه شروع شد. در هر صورت صدای سالن اصلاح شد و این اتفاق خجسته نوید این رو میداد که در روز دوم قرار نیست صدای فیلم ها را نصفه بشنویم. هر چند من همچنان متعجبم که عوامل فیلم "زاپیگو" که فیلمشان با آن شرایط ناگوار پخش شد هیچ اقدامی نکرده اند. به هر حال مخاطبها فیلم شما را ندیدند. 

در کل روز دوم جشنواره با اینکه از لحاظ کیفی پخش فیلم ها مشکلش را حل کرده بود ولی از لحاظ کیفیت فیلم های ارائه شده ناامیدمان کردند. فقط کنیز (حامد کریمپور) بود که کمی از درد جانکاه فیلم های روز دوم کاست. 

سوالی اینجا پیش میآید که جوابش در دست کسانی است که این خیل زیاد فیلم ها را به صورت فشرده در سه روز نمایشمان می دهند و جهت نقد و بررسی فیلم ها هیچ وقتی باقی نگذاشته اند . چرا باید فیلم های تبلیغاتی ، کیفیت های تصویری بسیار پایین ، شعاری محض وارد بخش مسابقه شده وقت سالن و مخاطب سینمای استان را بگیرند ، آیا هیات انتخاب از لحاظ کیفی و زیبایی شناسی هم فیلم ها را انتخاب کرده یا فقط اسم و پیشینه کارگردانان عامل تایید فیلم ها توسط هیات انتخاب بوده است؟ جطور است که یک فیلم سفارشی که در جهت تبلیغ سازمان آتش نسانی ساخته شده و اصلن جای پخش آن در جای دیگری است وارد جشنواره ملی خلیج فارس شود؟ ارتباطش به خلیج فارس فقط همین است که سکانس غواصی دارد؟ اگر در چالوس با همین تصاویر فیلمبرداری شده بود می توانست در جشنواره ملی دریای خزر شرکت کند ؟ خواهش میکنم با مخاطب جدی سینما این طور برخورد نکنید. 


کارگاه آموزشی 


زیبایی شناسی تصویر (با محوریت دوربینهای دیجیتال) (تورج اصلانی ) 

با دو ساعت تاخیر اجباری که هیچ کس مقصر نبود و از تاخیر هواپیما آقای اصلانی نشات گرفته بود کارگاه ایشان آغاز شد. بعد از نمایش یک فیلم (که قبل از اصلاح صدا سالن بود و با صدای نصفه شنیده می شد)  ایشان پیشنهاد دادند که همه دوستان یک عکس بگیرن و روی عکس دوستان توضیحاتی در خصوص نوع دید و زیبایی شناسی تصویری ارائه دهند . ولی این اتفاق (که می توانست بسیار مفید باشد) هیچگاه روی نداد و کل سه ساعت کارگاه به جلسه پرسش و پاسخ های گاهی ابتدایی و گاهی بیش از اندازه فنی گذشت. من نوعی علاقه مند به یاد گیری مسئله جدیدی از زیبایی شناسی تصویر هیچ استفاده ای از این کارگاه نکردم. دیگران را نمیدانم.


نمایش فیلم ها 

به طور غیر منظره ای کلیه فیلم ها راس ساعت مقرر درج شده در جدول به نمایش در آمدند . فقط نکته عجیب این بود که فیلم "حماسه رگو" که اولین فیلم امروز بود اصلن پخش نشد!! نمایش با فیلم "ترال" آغاز و با "کنیز" به اتمام رسید. البته مروری بر آثار آقای اصلانی همچنان به قوت خود باقی بودکه متاسفانه با توجه با دیر وقت بودن آن از استقبال کمی برخوردار بوده است. کاش به جای آن جلسات نقد و بررسی آثار برگزار میشد.


درباره فیلم ها


-- ترال (اسماعیل شاهپیری) مستندی از بندر بوشهر در خصوص فصل صید میگو. نریشن کلیه صحنه ها را شرح میداد یعنی اگر کل فیلم را از رادیو شنیده میشد باز هم همان تصاویر در ذهن شکل می گرفت؟! فیلم واقعن نیازی به هیچ نریشنی نداشت. همه تصاویر نسبتن گویا ماجرا بودند  مخصوصن که این صدای روی متن (به قول یکی از دوستان مانند ویدئو کلیپ های قدیمی ) دقیقن همان چیزی که میبینیم را شرح میداد . مثلن "خورشید داغ سوزان " فیلم کات میشد به تصویر خورشید و ... . متاسفانه فیلم ضعیفی بود.

نکته عجیب: در فیلم سکانسی هست  تور صید میگو یک لاستیک بزرگ را به روی عرشه لنج می آورد. همان لحظه احتمال دادم موضوعیت فیلم تغییر کرده و به زباله ای درون دریا میپردازد و تا حدودی امیدوار شدم ولی این اتفاق که نیافتد هیچ فاجعه ای که رخ داد این بود که تکلیف لاستیک بیرون آمده مشخص نشد! احتمالن به درون آب برگردانده شده است.


-- پنج دقیقه در تهاجم (مانا زمانی) اولین فیلم داستانی روز دوم که حقیقتن نوشتن یک داستان از این تصاویر بهم ریخته برای من بیننده غیر ممکن است. تنها چیزی که در این فیلم دیدم شعار تهاجم فرهنگی بود که نتیجه اش معلوم نشد چه شد. شاید در سطح من نبود!!!


-- آوایی برای مروارید (رضا رمضانپور منفرد) امید دیدن یک فیلم خوب همچنان از بین میرود. این فیلم (که خوشبختانه نریشن اضافی نداشت و تصاویر خود گویا اتفاقات بودند) که صحبت از پیرمردی دارد که با یادگیری قران صید مرواریدش بیشتر می شود نتوانست آن ارتباط درست را با مخاطب برقرار کند. چندین بار با ایجاد کردن شرایط اضطراب و حس تعلیق بوسیله موسیقی و فیلم برداری چشم انتظار مان کرد حادثه و اتفاقی ناگوار که خوشبختانه روی نداد و مشخص شد این حس  اضطراب خودش اتفاقی و تصادفی بوده است.

  

-- فرشتگان نجات (جواد و رسول اخشابی) درباره این فیلم ابتدا نوشته کمی گفتم. زیاد حرفی برای گفتن ندارم. فقط اینکه حتی همین فیلم تبلیغاتی هم اگر کمی بیشتر در حرکات دوربین دقیق شده بودند تبلیغ بهتری میشد ولی در کل اصلن قابلیت فیلم شدن نداشت.


 -- گرن (یوسف محمود پور) هر چه بیشتر فیلم های این پدیده روستای هنگویه فلامرزان را بیشتر می بینم به استعداد نهفته در این شخص بیشتر پی میبرم. فیلم گرن با اینکه به خوبی فیلم برزه در نیامده بود ولی زمانی که تصاویر بدون توضیح صدای دختر انشا خوان پخش میشود همان حس کنجکاوی و جذابیتی که با تصویر منتقل می کند حاکی از این دارد که این فیلم قابلیت تبدیل شدن به یک اثر بسار بهتر را دارد. نریشن فیلم که از طریق انشاء دختر مدرسه ای منتقل می شود به شدت به فیلم لطمه زده است. 


-- بدلکاران مخفی (مینا صادقی) و اما بدلکاران مخفی. فیلم دیگری که باعث شد با دقت بیشتری یک بار دیگر اسامی  کمیته هیات انتخاب را چک کنم. صدای وحشتناک فیلم در صحنه های موسیقی و حرکات پریدن از روی یه نیمکت و یا یه نیمچه دیوار [که اگر در خانه  (دور از جان) ماهواره داشته باشی به محض این که روشن کنید از این تصاویر با کیفیت خیلی بهتر میتوان دید ] ذهنمان را بهم ریخت. وقتی تمام شد تازه پی بردیم که این تصاویر تیتراژ فیلم بوده است! 

توضیح بدلکار شهر بندرعباس که چگونه تنها بدلکار این شهر شد. کار های عجیب و غریب و پریدن با ماشین که منجر به نابودی کامل آن تویوتا بی زبان شد. فقط میتوان به یک نتیجه غم انگیز رسید. فیلم تبلیغی بود برای یک بدلکار که کسب کار بهتری پیدا کند و نویدی بود که در سینما هرمزگان که فقدان بازیگر بیداد می کند از اکنون بدلکار هم داریم! 


-- کنیز (حامد کریمپور) یک فیلم مستند شصت دقیقه ای که به هیچ وجه مخاطب را خسته نمی کند. بسیاری از مستند ها ی 12 دقیقه ای را با سختی و خستگی دیدم ولی روایت و ریتم این فیلم من و بقیه سالن (برای نخستین بار پر شده) طوبا را تا پایان فیلم همراه خود کشاند. با همه نکات مثبتی که این فیلم داشت از دیدگاه من خالی از اشکال نبود. در یک فضای جدا مفصل در مورد این فیلم مینویسم. 





 کلیه نظرات ارائه شده در مورد فیلم ها کاملن نظر شخصی می باشد. 

نظرات بقیه فیلم ها اضافه می شود .

[ 1391/02/27 ] [ 10:48 ق.ظ ] [ م.خ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 39894